تبليغاتX
شکلات نوشته های یک دانشجو

حتما ببینید

پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
تأملات
چشم زخم

دعوت به مناظره

بسم الله الرحمن الرحیم

از همه عزیزانی که پیرامون مسائل اخیر کشور. بیانات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(روحی و ارواه العالمین له الفدا) . موضوع صحت انتخابات و مواضع میرحسین موسوی و .... نظراتی مخالف دارند جهت مناظره ای سازنده و مفید دعوت به عمل می آورم.

از آنجایی که صحبت های طرفداران کاندیداها راشنیده و روی آنها فکر کرده ام فکر می کنم قادرم به خیلی از سوالات به یاری خدا پاسخ دهم.

پیشاپیش دست تمام دوستان حقیقت جو را می فشارم.

البته قابل ذکر است تنها با دو شخصیت برجسته آقای میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد حاضر به مباحثه نیستم بلکه  پیشنهاد می کنم ایشان قبل از هر مناظره ۲ یا ۴ واحد منطق پاس کنند. خیر دنیا و آخرت رو داره براشون. و الا....

اگه واقعا حاضرید با آدرسی یا شماره ای مطلعم کنید.

دوستدار مردم مسلمان ایران

محمد نصر


 

نوشته شده توسط محمد نصر آبادی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ساعت 2:25 موضوع | لینک ثابت

این تهمت ها فقط به احمدی نژاد می چسبه!

این تهمت ها فقط به احمدی نژاد می چسبه!

تمام شد. البته دوباره شروع شد!

زمستان تمام شد و رو سیاهیش موند برای ذغال؛

اما زمستان بعدی تو راهه.

سریع می رم سر اصل مطلب . ببینید اینجور نیست که شما فکر کنید تخریب کردن خیلی راحته. نه اتفاقا خیلی هم سخته. چرا؟

نکته اول: برای تخریب یه شخص خیلی باید کارکشته باشی تا بتونی تهمتی که به طرف می زنی رو بین جماعت رواج بدی. چند تا زمینه داره: 1- مورد و موضوع تهمت 2- شخص مقابل (اخلاق و رفتار) 3- قبول عامه مردم و ...

خلاصه اگه اینا رو رعایت نکنی یه جورایی وصله ای که دوختی به طرف مقابلت خوب نمی چسبه.

اینو تا اینجا داشته باشین تا بعدا ادامه بدم. خوب حالا

نکته دوم: گاهی اوقات عجیبه که یک شخصی به صورت همه جانبه آماج حمله تهمت و تخریب قرار میگیره. تو اینجور مواقع آدم بیشتر از اینکه به شخص متهم شک کنه، یه جورایی اتهام زن ها رو رصد می کنه.

راستش اینا مقدمه ای بود تا بگم یه جورایی بین تخریب های همه جانبه تاریخ یه روابطی نهفتس که اگه خوب جستجو کنی به چند تا اصل کلی میرسی. اینجا قراره مورد تهمت قرار گرفتن دکتر احمدی نژاد رو با چند تا از بزرگترین تهمت های تاریخ مقایسه کنیم. البته منظور از قیاس برابری دکتر با بزرگان دینی که در ذیل اشاره میشه نیست. بلکه می خوام گوشی بیاد دستتون.

متنی که در ادامه میاد خلاصه یک جلسه از سخنرانی حجه الاسلام پناهیان در محرم 2 سال پیش تو دانشگاه امام صادقه. خیلی زیبا و فنی به تحلیل قیام امام حسین پرداخته شده، آدم کفِش می بره. واقعا آدم اینا رو گوش می کنه می بینه سیاست مدارای امروزی قرن بیست و یکی حالا حالا ها باید جلوی مردم 1400 سال یپش لنگ بندازن.

در ابتدا بحث شده که وقت مخالفای امام حسین(ع) می خوان ایشونو خراب کنن، باید حواسشون باشه چجوری اینکارو بکنن همون نکته اول ما. تهمتی که به امام زده می شه باید خصوصیات گفته شده در نکته 2 رو داشته باشه. فکر میکنید بهترین تهمتی که به امام حسین(ع) می تونستن بزنن تا بعدا بستر شهادتشونم آماده کنن چیه؟ خوب دیگه من سکوت می کنم از زبان حجه الاسلام پناهیان بشنوین:

ثبات اجتماعی!


از چند جهت موضوع ثبات اجتماعي مهم است.
حضرت مي داند بعدا با اين اتهام مي توانند حسين بکشند!
اين اتهام اتهام خيلي سنگين و جونداري بود که به خروج حضرت هم مي چسبيد

مثلا حضرت مريم رو با يک تهمت مچاله اش کردند چون حضرت در اوج قداست بود ساده ترين تهمت داغونش مي کرد که آرزو مي کرد اي کاش در ياد مردم نبودم همه فراموشم مي کردند.

کسي که شايستگي هاي خيلي بالايي دارد اتفاقا اين جور تهمتا بهش خيلي مي چسبه
مثلا به معاويه اين حرفو نميشد بزنند. تو داري فساد مي کني ؟! برو بينيم بابا حال داري!

اين شايستگي اهل بيت، اين نور پاک، اجازه مي داد که اين حرفو بهش بزنند.
اتفاقا چون هيچ تناسبي ندارد با حضرت اتفاقا بهش مي چسبيد

مثل حرفي که به حضرت نوح مي زنند.
آدما خيليا دوست دارن رئيسِ هم باشند
به گزارش قران اما اين تهمت به حضرت نوح مي چسبد. يريد ان يتفضل عليکم! اين مي خواد بر ديگران برتري جويي کند.

اينها رازهاي گريه اهل معرفت است.

آدم معمولي مظلوم، انقدر مظلوم واقع نميشه... انقدر آدم دردش نمياد...

مثلا به ولايت فقيه اتهام ديکتاتوري مي زنند اين اتهام خيلي سهمگينه
دعوي ولايت بر نفي مطلق ديکتاتوريه و خيلي هم مبراست. هم خيلي مبرا از ديکتاتوريست هم خيلي مدعيست که از ديکتاتوري بايد دور باشه

حالا اين همه احزاب تو دنيا دارن ديکتاتوري مي کنن کسي عين خيالش نيست
مقام معظم رهبري يه بار فرمودند اينها که مي گن ولايت نباشه دنبال ديکتاتوري احزابن
ديکتاتوري احزاب که اشکال نداره
ديکتاتوري ولايت فقيه ايراد داره
اونا نمي گن که ديکتاتوري کلا اشکال داره

حضرت نوح مي خواد پيامبر بشه يريد ان يتفضل عليکم! فقط اين آقاي نوح مي خواد برتري بجويد که مام مقابلش واي ميسيم! بقيه دنيا رو رواله

عبدالله بن زبير قيام کنه اشرا بطرا مفسدا ظالما قيام مي کنه اگه اشرا بطرا نبود مفسدا ظالما که بود کسي بهش هيچي نگفت
خود طلحه و زبير اشرا بطرا و مفسدا ظالما قيام کردن کسي نگفت بالا چشمت ابروست
امام حسين خواست قيام کنه؛ آقا بده ها!!!

نه اينکه مردم اجازه ندن اينا دست از پا خطا کنن! مردم اجازه نميدن اينا نفسشونو بکشن

جامعه ما جامعه مومنينه بايد ساز و کارهاي شکستن آدم خوبا رو بشناسيم
جامعه ما خوبي رونق داره
بايد بشناسيم خوبها کجاها آسيب پذيرن

حضرت مريم شما پدر مادرتون درستکار بودن
نچ نچ!!!

دو تا داستان عجيب داره قران
يکيش حضرت يوسف يکي حضرت مريم هردو اتهام جنسي مي خورن چون آدماي خوب خيلي مبران از اين چيزا با اين چيزا ميشه داغونشون کرد!
خيلي داستان عجيبيه!
يا به حضرت نوح اتهام سياسي مي زنن
تمام انبيا اتهام ديکتاتوري پيدا کردن
اصلا مي فرمايد ما هيچ رسولي نفرستاديم مگر اينکه همين حرفو بهش زدن!

بالاخره اينکه اباعبدالله الحسين مي بينيد با يه اتهام محاصره ميشه بايد حواست باشه

خوبا اتهام خورشون ملسه!



خوب بهشون مي چسبه نيست خيلي دورن از اتهامه اونوقت جالبش اينه که اين اتهامو صد برابرشو نه در حد اتهام! در حد واقع !نه تهمت! واقعا اين ايرادو داشته باشن هيچ کس عين خيالش نيست!

اينو ببريد تو عرصه سياسي وزن کشي کنيد ببينيد چقدر معادلاتو تغيير ميده

خوب فکر کنم همین مقدار کفایت می کنه.


نتیجه گیری نمی کنم. فقط یه اشاره دقت کنین به دکتر احمدی نژاد چه اتهاماتی زده شد! دروغگویی، قانونگریزی، فریب کاری، خیالاتی و ....

این تیکه از سخنان حجه الاسلام پناهیان رو خیلی روش فکر کنین خیلی ارزشمنده. به بقیه هم بگین. کلی آدم های فهمیده و اهل مطالعه این تیپ حرف ها رو راحت می پذیرن.

نظر بدین بدون نظر بمونه دیگه نمی نویسما!!!!!!!!!!!!!! خوب ننویس





 

نوشته شده توسط محمد نصر آبادی در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت 3:40 موضوع | لینک ثابت

شروع دوباره یا دوباره زندگی ( با احترام به وبلاگ دوباره زندگی)

با یاد خدا

سلام به همه خوانندگان

بعد از تقریباً ۸ یا ۹ ماه دوباره اومدم که بنویسم. البته دلیلش این بود که ۱- خیلی حرف واسه گفتن دارم

۲- سرم کمی خلوت  شده

۳- دوستان خیلی سر زدن به وبلاگم و خواستن که بنویسم

لذا با یاری حق و کمک شما دوستان می نویسم

لازم می دونم از کسی که اولین بار به من یاد داد که وبلاگ بنویسم تشکر کنم.

خودشون متوجه شدن کین

راستی از کسایی که تو این مدت بهم سرزدن و لطف داشتن تشکرمی کنم

یا حق


 

نوشته شده توسط محمد نصر آبادی در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت 2:57 موضوع | لینک ثابت

آيت الله مکارم؛ محکوم به جرم مظلوميت (جوابيه نطق محمد نوري زاد)

       باسمه تعالی

 آيت الله مکارم ؛ محکوم به جرم مظلوميت

در هفته های اخیر بحث و گفتگو پیرامون صحبت های کذایی مشایی، نقل ونبات  جمع های سیاسی و وبلاگ های مخالف و موافق بوده است. اما آنچه را که در مقال قصد بررسی داریم، موضع گیری حضرت آیت الله مکارم شیرازی در این باره و بیشتر از همه موضع گیری عجیب محمد نوری زاد در برابر بیانات این مرجع گرانقدر می باشد. البته قصد اینجانب بیشتر بیان نکاتی پیراون نوشته آقای نوری زاد و تذکر چند مطلب مهم به ایشان می باشد.

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

شهید آیت الله مدرس سالها پیش شعار «سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست»را به عنوان موضعی مستحکم از طرف روحانیون و مراجع و یا بهتر بگوییم مردم مسلمان بیان کردند. اما متأسفانه خیلی ها پیام نهفته در این شعار را دریافت نکردند. لذا در همین ابتدا یکبار دیگر به بازخوانی این پیام می پردازیم. در واقع این پیام بیان می دارد که در آیین اسلام اینگونه نیست که مثلا یک عالم اسلامی در برهه ای از زمان کار دینی کند و در مواقعی نیز نطق سیاسی داشته باشد، بلکه در دین اسلام عالم دینی(به معنی واقعی کلمه) همزمان که موضع گیری سیاسی می کند بزرگترین کار دینی را انجام داده و بالعکس هنگامی که ظاهرا به فعالیت های دینی مشغول است بزرگترین فعالیت سیاسی را انجام می دهد. آقای نوری زاده وقتی جنابعالی بیان می دارید که آیت الله مکارم پس از نیم قرن سکوت به اظهار نظر پیرامون مسائل سیاسی پرداخته اند باید گفت که اولا خیلی جالب است که جنابعالی به تاریخ 50 ساله فعالیت های ایشان وقوف کامل دارید و حتی در این بیان خود لفظ تقریبا را نیز به کار نبرده اید، پس باید آخرین اظهار نظر ایشان در سال 1337 صورت گرفته باشد که خوب با نگاهی نه چندان دور به دو سه سال اخیر می توان موضع گیری های سیاسی ایشان را در همیاری دولت و ملت به وضوح مشاهده کرد، مگر اینکه شما همانند ماکسیمیلیانوس و سایر یاران غار در سال 1337 از جور زمان به غار پناه برده و امسال پس از 50 سال از خواب بیدار شده اید(250 سال زودتر از موعد مقرر).

بیان شما پیرامون دوری 50 ساله ایشان از سیاست با توجه به پیام شهید مدرس به معنی دوری 50 ساله ایشان از عالم دیانت  می باشد، پس کمی بیشتر افکارتان را مزمزه کنید تا اینچنین ناخواسته (و شاید آگاهانه) به سکولاریزم دامن نزده و به مرجعی عالیقدر توهین نشود.

گفته اید یک مرجع از لحاظ قانونی در اندازه ای نیست که بخواهد برای ماندن یا رفتن مشایی تصمیم بگیرد. 

آقای نوری زاد، مگر همین قانون نیست که دست و قلم خیلی ها را به روی نابسامانی های اجتماعی بسته است. امروز زنجیر قانون بر دستان دغدغه مندان انقلابی باعث شده، تا حیا از وجود دخترو پسر ایران رخت بربندد و تهران تبدیل به شهر گناهان کبیره شود. همین قانون نگذاشت زمانی که بوی اختلاس، ویژه خواری و ... از ارگانها به مشام می رسید، توسط افراد ظاهرا غیر مسئول(مثلا دانشجویان) بهنگام عمل شود و پرونده مفاسد اقتصادی حجیم شود. البته منظور ما بی فایده بودن قانون نیست، قانون اساس نظم است اما بدون عیب هم نیست که ذکر شد.

به علاوه درست فرمودید مراجع نباید در عزل و نصب خرده مسئولین نظام دخالت کنند، اما نه از این باب که به ایشان مربوط نیست، که از این روی که مراجع مقدر برای بیش از اینها شده اند. مگر امام خمینی در سال 1342 با مجوز قانونی دولت شاه را نامشروع خواند. صد شکر که شما در غار بودید، و الا همان زمان نیز به حرکت امام خمینی(ره) هم ایراد می گرفتید. نمونه های دیگر شهید صفوی، مدرس ، کاشانی و ... .

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

آقای نوری زاد بیان داشته اید که تا رهبری هست فرصت اظهار نظر سیاسی به مراجع نمی رسد و بالتبع عامه مردم هم که به طریق اولی دیگر هیچ. اما حتما شما هم شنیده اید این داستان را که  پیامبر(ص)  در مورد قاتل حضرت حمزه(اگر اشتباه نکنم) فرمودند او را هرکجا دیدید  حتی اگر به پرده کعبه آویزان بود، بکشیدش.گذشت تا زمانی که او را با پارچه ای بر سر در حضور اصحاب و جهت بخشش نزد پیامبر(ص) آوردند.در نهایت پیامبر(ص) او را بخشیدند اما رو به اصحاب کرده و فرمودند که مگر من نگفتم او را هر کجا دید بکشید، همه جا همه چیز را که من نباید بگویم. خوب آقای نوری زاد وقتی حضرت آقا بارهها و بارها دانشجویان، اساتید، حوزویان و مراجع را ناظرین بر دستگاه های اجرایی و سیاسی خوانده اند، آیا شما باز منتظر تذکر هستید، همه چیز را که ایشان نباید تذکر بدهند، حالا ما وظیفه خود را در مقابل فرمایش آقا انجام نداده ایم چرا به مراجع نسبت دخالت بیجا می دهیم؟؟!!

 

آقای نوری زاد حداقل کمی در نوشتن نظرات خود دقت کنید، وقتی شما می نویسید مراجع همان به که در محدوده احکام شرعی نظر دهند(بدون هیچ قید وشرطی) منظور شما، جدایی عالمان دینی از سیاست است(نگفته بودید سکولار هستید)، راستی محض اطلاع مقام معظم رهبری نیز مرجع تقلید می باشند. بعلاوه با این بیان شما، خوب نقش شما به عنوان یه مثلا فیلمساز چیست؟ فیلمسازی یا دخالت در امور مراجع و سیاسیون؟ اگر دقت کنید اولین تیر اتهام بیاناتتان، خودتان را نشانه رفته است.

خوب با همه اینها، آقای نوری زاد راه های دیگری نیز برای مطرح کردن خود در جامعه هست، اما این نوشته شما یعنی بحران آفرینی، دقیقا همان چیزی که شما به مردم و مراجع نسبت دادید(البته اگر کسی برای نوشته شما ارزش قائل شود). راستی آقای نوری زاد وقتی که جنابعالی فیلم های ضعیف و بی محتوایی مثل 40 سرباز رو با بیت المال می سازید، اشکالی ندارد ولی امروز بی مورد چپ و راست پا تو کفش مراجع و رهبری میکنید.

Image and video hosting by TinyPic

اما صحبتی با مخاطبین و خوانندگان نظرات شما....

در ابتدای بحث پیرامون پیام شهید مدرس نکاتی را بیان کردم حال با این پیش زمینه ادامه می دهم. ببینید عزیزان، این حکومت با رهبری یک مرجع دینی که از لحاظ حقوقی و قانونی هیچ حقی نداشت، بنا شد و امروز هم حافظ افراط و تفریط های سیاسون و مسئولین در همه مسائل مراجع هستند. مرجع کسی است که درک درستی از دین دارد حداقل بیشتر از من و شما و  آقای نوری زاد. پس اگر حکومت دینی است نگهبانان این حکومت عالمان دینی اند.

اما اصل بحث در دو شق قابل بررسی است: اولا اینکه چرا آیت الله مکارم و به طور کلی مراجع به ظاهر خیلی کم وارد مباحث سیاسی می شوند؟ پاسخ اینکه رهبر این حکومت یک مرجع است و وحدت در رأس حکومت یعنی عدم اختلافات مخرب سیاس در مراجع. بی شک مقام معظم رهبری در جلساتی مداوم به دریافت نظرات و پیشنهادات مراجع می پردازند، این در مورد کلیت سمت و سوگیری های نظام. اما در موارد جزئی و موضع گیری های خرد، اصولا هر کدام از مراجع در دفتر خود گروهی را نیز جهت فعالیت های سیاسی معین نموده اند که به صورت مداوم و بسیار قوی به فعالیت مشغولند، پس مراجع به دور از مسایل سیاسی نیستند و آنچه معمولا در این باب انتقاد می شود ناشی از جهل منتقد به فعالیت های  ایشان است. البته قابل ذکر است اگر کمی حضور مراجع در بطن سیاسی جامعه پررنگ تر شود ، امثال نوری زادها عرصه را بر ایشان تنگ می کنند. اما شق دوم اینکه چرا مراجع در کارهای حکومتی موضع گیری های سیاسی می کنند که از لحاظ قانونی این اختیار را ندارند؟

Image and video hosting by TinyPic

اولا به هیچ وجه عزل و یا انتظار عزل آقای مشایی از پست خود از این پیام آیت الله مکارم  به ذهن متبادر نمی شود بلکه این یک موضع گیری از باب امر به معروف یک عالم دینی است، انصافا چقدر احتمال می دهید پس از صحبت آیت الله مکارم، مشایی به دستور ایشان عزل شود؟؟؟ بله این یک اعمال فشار سیاسی است ولی این اعمال فشار از سوی تمام اقشار جامعه امکان پذیر است. در ثانی تاکنون چقدر در امور مملکتی به نظرات مراجع اهمیت داده شده  و آیا به راستی اگر مسئولین دول گذشته برای نظرات مراجع ارزش اجرایی قائل بودند این همه منکرات در جامعه ظهور پیدا می کرد؟ پس چرا اینگونه آشفتیم؟

در پایان به نکته ای جالب در نظرات امثال نوری زاد ها اشاره می کنم. ایشان اینگونه انتقاد می کنند که جناب آیت الله مکارم چرا شما نیم قرن در عرصه فعالیت های سیاسی نظر ندادید و حالا پس از نیم قرن چرا نظر دادید؟ یعنی هم انتقاد به نظر دادن دارند و هم ایراد به نظر دادن. قصد توهین ندارم اما ناخودآگاه آیه

« فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث » (اعراف 176)

 به ذهن متبادر می شود.

آقای نوری زاد ما که از این نوشته بوی خیرخواهی به مشاممان نخورد، اما انشاالله خداوند توفیق خوب فکر کردن و فکر خوب کردن را در اين ماه مبارک به ما ارزانی فرماید.

والسلام


 

نوشته شده توسط محمد نصر آبادی در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 16:14 موضوع | لینک ثابت

شوک به روایت شوک آفرین (مصاحبه منتشر نشده از تهیه کننده مستند شوک)

شوک به روایت شوک آفرین (مصاحبه منتشر نشده از تهیه کننده مستند شوک)

در روزهاي گذشته مستندي با عنوان شوک از شبکه سوم سيما و در دو قسمت پخش شد. اين برنامه در حالي روي آنتن رفت که انتقادات و حمايت هاي بسياري را از سوي مردم و گروه هاي مختلف جامعه به همراه داشت. در عين حال سوالات و ابهامات بسياري را نيز در اذهان عمومي باقي گذاشت. به همين بهانه گشتيم و گشتيم تا تهيه کننده جوان و خوب اين برنامه رو پيدا کرديم. ايشون گفتند قول مي دن چيزهايي رو بگن که تا حالا توي هيچ مصاحبه اي نگفتن و مردم هم بايد بدونن. ضمنا اين مصاحبه هنوز هيچ کجا منتشر نشده و افتخار اين را دارم که به عنوان اولين شخص به بيان اين سوالات بپردازم.

Image and video hosting by TinyPic

جناب آقاي نوبهار از اينکه وقتتونو در اختيار بنده قرار دادين ممنونم.

خواهش مي کنم، به هرحال بنده خودم به همون اندازه که به صدا و سيما، روزنامه ها و مجلات اهميت مي دم، وبلاگ ها را نيز داراي شخصيت و برد خبري ويژه مي دونم. علي الخصوص وبلاگ جنابعالي. شخص بنده تيتر قبلي تون رو با عنوان «سپاهان با احمدي نژاد 5 ساله بست»  مطالعه کردم ولذت بردم. صادقانه بايد بگم که خيلي در انتخاب تيتر مهارت داريد، به محض رويت تيترتون ترغيب شدم که مطلبتون رو بخونم. از اين رو بدون منت در خدمت شما هستم.

آقاي نوبهار در ابتداي کار به بيان مقدمه اي پيرامون برنامه شوک بپردازيد.

طرح اين مستند به کارگرداني فرشاد شکيبي چند ماه پيش به گروه اجتماعي شبکه سه ارائه و از اون استقبال شد. با توجه به نامگذاري سال 87 به نام نوآوري و شکوفايي مستند "شوک" نگاهي جديد به مقول‌هاي به روز اجتماعي دارد و به عرفان‌هاي نوظهور مي‌پردازد.

البته اين نخستين بار است که رسانه چنين موضوعي را دستمايه کار خود قرار مي‌دهد. عرفان‌هاي نوظهور شامل گروههاي‌ شيطان‌پرست و ... مي‌شود. تحقيق و نگارش متن مستند "شوک" حدود سه ماه طول کشيد. در واقع به اين نتيجه رسيديم که با توجه به نياز جوانان اين مستند را بسازيم و در زمينه عرفان‌هاي نوظهور روشنگري کنيم. بخش عمده تحقيق و نگارش اين مستند بر عهده حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد ادبي بود و اميدواريم با اعتمادي که مسئولان به ما کردند برنامه‌اي جذاب و روشنگرانه بسازيم.

 آقاي نوبهار هدف نهايي شما و تيم همکارتون از تهيه اين برنامه چي بود؟

اين برنامه براي جوون ها و نوجوونها و خانواده اونها تهيه شد، تا اينکه بتونيم زنگ خطري رو براي اونها از انحرافات موجود در اجتماع به صدا درآورده باشیم.

عده اي معتقدند، گرچه هدف شما از ساخت اين برنامه يه هدف خوب  و متعالي بود اما متأسفانه در اين ميان شما به تبلیغ بيشتر و معرفي برخي ازگروه هاي انحرافي پرداختين، خوب جواب؟

خوب، من بايد به اين عده از منتقدين که اينگونه فکر مي کنن بگم که قصد ما معرفي اين گروه هاي انحرافي نبود، بلکه ما در پي نشان دادن پوچي، نيستي و بي محتوايي اين گروه ها و خطر آنها براي جامعه و جوونا بوديم، خوب اين هدفو با اين تصاويري که ديدين به تصوير کشيديم، شما فکر مي کنين معرفي و نمايش يه گروه به عنوان گروه غير اخلاقي، فاسد و منحرف تبليغ براي اين گروه هاست؟!!!

 اما درد دل و حرف اعضاي گروه هاي رپ، اينا مي گن که شما تو اين برنامه قصد خراب کردن گروه هاي ضاله و شيطان پرستان و ... رو داشتين اما ما رپ خون ها رو هم کنار اونها سوزوندين، حال آنکه ما يه گروه موسيقي مثل ساير گروه ها هستيم و اين ظلمي بود به ما. آقاي نوبهار جواب شما به اين گروه چيه؟

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

تا اونجايي که ما دقت کرديم و گروه هاي موسيقي رپ مثلا ايراني رو ديديم، متأسفانه انواع انحرافات اجتماعي دراين گروه ها موج مي زنه،  اعتياد، قرص هاي روان گردان، نوع لباس هايي که در گروه هاي رپ استفاده ميشه، نشانه ها و علاماتي که اينها استفاده مي کنن(که شايد نا خواسته است، و در اين فيلم نمايش داده شد) همه وهمه بيانگر انحرافات بود و خطري براي جوون ها و جامعه ما. در واقع ما در اين برنامه انحرافات رو مشخص کرديم و نشان داديم، در کنار اون هم گروه هايي که به نوعي خود را ملبس به اين لباس ها کرده بودند، نمايش داده شدند، خوب ديگه ما کاري نداشتيم به اينکه اسم اين گروه موسيقي چيه، رپ؟ متال؟ و ... . پس مشکل از ما نبوده از خود اين گروه هاست.

اين درست اما عده اي هم معتقدند که رپ فارسي يه گروه موسيقي غيراخلاقي نيست و حتي داراي خواننده هاي خوب و درست و حسابي هم هست(مثل ياس و ...) که به اجراي موسيقي هاي خوب با مضامين اخلاقي ، و يا بيان درد جوونهاي ايراني پرداخته اما يه سري از کسايي که از اين موسيقي سر در نمي يارن باعث خراب کردن اين گروه شدند، لذا شما نبايد در اين برنامه کلا بنيان اين موسيقي را مورد تهاجم قرار مي داديد. قبول داريد؟

ببينيد ما موسيقي هاي بسياري از اين گروه جمع آوري کرديم و حتي از کسايي که اينها بهشون اعتقاد دارند مثل ياس و ... اما متأسفانه همه مثل هم بودند، شما آقايي ملقب به ياس را با همان لباس ها و علائم و نشانه ها در قسمت دوم اين مستند مي تونيد ببينيد، خوب حالا به فرض هم يه اجرا با مفاهيم مثلا اخلاقي از اين گروه وجود داشته باشه، اين نمي تونه مهر تأييد رو به اين گروه بزنه، و به اصطلاح با يک گل بهار نمي شود، چرا که عرف برنامه هاي اين گروه برنامه هايي مبتذل و خطرناک براي جامعه است.

شما در چند جاي اين مصاحبه از وجود اطلاعات کافي دراين زمينه  صحبت به ميون آوردين، منبع تحقيقات شما کجا بوده و اصلا مي توان به اين اطلاعات شما اطمينان کرد؟

منبع اين اطلاعات، مرکزتحقيقات ناجا بوده که مرکزي است بسيار قوي، داراي نيروهاي متخصص در زمينه هاي تحقيقاتي که بدون شک، يکي از نقاط قوت در برنامه ما بوده است.

 آقاي نوبهار قرار نيست در اين مصاحبه چيزي سانسور بشه و يا گفته نشه. برخي از افراد منتقد به برنامه شما معتقدند که سرنوشت موسيقي رپ هم مث موسيقي پاپه، در ابتداي ورود به بازار موسيقي کشور، مورد تهاجم و مانع گذاري بر سر راهشون مي شه. اما پس از گذشت چند سال حتي کلاس هاي آموزشي اين موسيقي رو هم مي شه و گوشه وکنار شهر ديد. نظر شما چيه؟

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

ببينيد پاپ يک سبک موسيقي است، يعني براي کار کردن در سبک پاپ نياز به دانش موسيقي و موسيقي داني است، اما رپ چي؟ نيازي به سواد موسيقي  نداره، شعرهاش خيلي ضعيفه، اينا رو من نميگم خود اعضاي گروه هاي رپ و يا کارشناسان مي گن. اصلا توي فيلم شما دقت کنيد، يکي از همين رپ خونها مي گه که «ما روزي آلبوممان بيرون مي آيد، و بازار را پر کند که مردم توانايي شنيدن فحش را داشته باشند»، خوب شما فکر مي کنين حماقت نيست به اين موسيقي اجازه فعاليت داده بشه؟ حالا کشورهاي غربي هر غلطي مي کنن به خودشون مربوطه، ما ايروني هستيم، کرامت نفس داريم، در برابر هر چيزي تن در نمي ديم.

يه مطلبي که مخالفين مطرح مي کنند، اينه که افراديکه شما با اونا مصاحبه کردين، ساختگي و بازيگراني بيش نبوده اند چرا که کسي حاضر نيست جلوي دوربين بايستد، و اين صحبت ها رو اعتراف کنه، نظر شما چيه؟

ببينيد ما که يه موضوع توهمي رو مطرح نکرديم، فعاليت گروه هاي انحرافي، يکي از واقعيت هاي جامعه ماست، لذا پيدا کردن اين آدم ها کار سختي نيست، اگه قبول نمي کنين کافيه يه بار امتحان کنيد.

 فکر مي کنيد اين برنامه توانست مقبوليت مردم و مسئولين را بدست آورد؟

ببينيد وقتي چنين مستند هاي اجتماعي به بيان يک دردي از اجتماع بر مي آيند، و موضوع مبتلا به والدين  در يک جامعه است، به ناچار به دل مردم مي نشيند. در طي اين مدت پس از پخش برنامه تماس هاي بسيار مردم در حمايت از اين برنامه و  پخش مجدد اين برنامه باصدا وسيما صورت گرفته است. از طرف ديگر نبايد از حمايت هاي بي ادعا و خالصانه مسئولين شبکه و مسئولين نظام چشم پوشيد، که همين جا جادارد از ايشان تشکر کنم. اما خوب يک سري از گروه ها هم از اين برنامه ناراحت شدند خوب البته اينها کسي نبودند جز گروه هايي که منافع خود را با پخش اين برنامه در خطر مي ديدند، که خوب قطعا ما به دنبال رضايت اينها در اين برنامه نبوديم.

شهيد مطهري در کتاب جاذبه ودافعه علي(عليه السلام) هم مي گن که وقتي يه کسي با هدف رسيدن به حقيقت يه کاري رو انجام بده، يه عده جذبش مي شن ويه عده دفع ميشن، و اصولا اين که يک نفر هم براي موافقين و مخالفين جذاب باشه نکته مثبتي نيست بلکه نشان دهنده يک اشکال است. ما خوشحاليم که تونستيم منافع مخالفينمونو که در پي منحرف کردن جووناي برومند اين مملکت هستن رو هدف بگيريم و به خطر بندازيم.

Image and video hosting by TinyPic

 پس از ساخت و پخش اين فيلم، آيا عليه شما تهديدي از سمت اعضا يا مديران اين گروه ها صورت گرفته؟

جالب اينکه کليپ هاي رپ بسياري بلافاصله پس از پخش اين مستند عليه ما ساخته شد، که فکر مي کنم اين کليپ ها براحتي در بسياري از سايت ها در دسترسه. اما اين برنامه ها به اينجا ختم نشد، شبکه ماهواره اي صداي آمريکا هم بيکار ننشست و در برنامه اي به نقد از اين برنامه پرداخت و يا تهديدات به شکل هاي ديگر. اما مهم اين است، ما به اين تهديدات اصلا توجهي نمي کنيم، چرا که خوب مي دونيم کاري که مي کنيم درسته، و البته تهديدات هم همه اش پوشالي بوده است.

آقاي نوبهار قصد ادامه فعاليت در زمينه معضلات اجتماعي را دارد يا به همين کار بسنده مي کند؟

به ياري خدا و با حمايت هاي مسئولين محترم سازمان صدا و سيما (جناب آقاي پورمحمدي و شريعت پناهي) و با اقبال مردم، قصد دارم تا فعاليت اين حوزه را با قدرت دنبال کنم اين رو براي خودم يک تکليف شرعي مي دونم.

آقاي نوبهار شما با اين سن کم در سينماي ايران و بين اين همه مستند ساز فرهنگي و اجتماعي خوب کشور، چطور تونستيد قد علم کنين و اين مستند پر طرفدار رو بسازين؟

ببينيد فکر مي کنم، توفيق در ساخت اين مستند فقط لطف خدا بود و بس. در اين ميان همکاري خوب مسئولين ساخت اين برنامه هم بي تأثير نبود. من همينجا بايد تشکر کنم از مسئولين که به جوون ها اعتماد کردند و به ما ميدون دادند، ما هم سعي کرديم با تلاش خودمون به اين اعتماد پاسخ بديم، که فکر مي کنم الحمدلله تا حدودي موفق شديم.

و پيام شما براي جوانهاي ايراني هم سن و سال خودتون؟

هميشه دوست داشتم توي حلقه جوونهاي هم سن وسال خودم راه پيدا کنم و باهاشون صحبت کنم.باور کنيد بنده تمام جوونهاي ايراني رو دوستاي نزديک خودم مي دونم. ببينيد دوستاي من، همه ما به يه سري از اصول و ارزش ها معتقديم و شايد خيلي اوقات ناآگاهانه از يکسري از نمادها استفاده مي کنيم، و اونها را ترويج مي ديم، يا براي گروههايي کار مي کنيم که همه شون دنبال منافع خودشونن و به محض اينکه نيازشون به ما تموم بشه مارو مثل مهره هايي سوخته کنار مي زنن، حالا تو اين وضعيت تنها چيزي که مي تونه ما رو به مسير حقيقت برگردونه يک تلنگره، يک تذکر به خوده. ثانيا ارزش يک ايراني خيلي بيشتر از اينهاست که بخواد دنبال گروه ها و جريان هاي انحرافي غربي بره، من توي اين کار به صافي دل جووناي ايراني پي بردم و به تمام کسايي که به يه شکلي فريب خورده بودند گفتم بهترين کاري که مي تونن بکنن اينه که به ماهيت و اصالت ايراني و اسلامي خودشون برگردند. ببينيد ما يه ايراني و يه مسلمون و يه بچه شيعه هستيم، خيلي از اين جوونا تو جريان ساخت برنامه مي خواستن توجيه کنن که فعاليت برخي از اين گروه ها بي اشکاله اما دوست من، يعني ارزش جوون شيعه ايروني

اينقد اومده پايين که بگه اين کار رو انجام  مي دم چون مشکل نداره، نه ، ما جوونا بايد دنبال کارايي باشيم که نه تنها مشکل نداره بلکه بدرد اين مملکت به درد اسلام بخوره، و حتي در اين ميان کارايي که کمتر نفع دارن رو حذف کنن.  صحبت خودمو با اين شعر از استاد سخن سعدي(يه مسلمون و يه ايراني) پايان مي دم که مي فرمايد:

سعدي اگر عاشقي کني و جواني                   عشق محمد بس است و آل محمد


 

نوشته شده توسط محمد نصر آبادی در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 15:21 موضوع | لینک ثابت

سپاهان با احمدی نژاد 5 ساله بست

گزارش:

سپاهان با احمدی نژاد 5 ساله بست

آدرس روهمه بلد بودند، تقريبا يکي از فقيرترين مناطق شهر اصفهانه، که خوب به قرار دهر يکي از مذهبي نشين ترين مناطق هم بشمار مياد  (البته در شهر اصفهان به لطف خدمات ارزنده شهرداري پايين شهر و بالا شهري بودن زياد معني ندارد برخلاف تهران و ...)

مکان: اصفهان، ميدان قدس، مسجد مصلي (يکي از بزرگترين مسجد هاي اصفهان)

زمان: پنج شنبه هفتم شهريور ماه 1387

توي همه پلاکارد هايي که سرتاسر شهر نصب شده بود، نوشته شده بود:

با حضور:

دکتر لنکراني، وزير محترم بهداشت

دکتر کامران، نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراي اسلامي

و البته اسامي خيلي بزرگتر از پست ها تايپ شده بود. چرا که :

شَرَفُ المَکانِ بِالمَکِين (و نه بالعکس)

جمعيت موج مي زد، حتي شايعه ي ديرينه غصبي بودن مسجد مانع حضور اون جمعيت عظيم به مسجد نشد. هر کسي به اميدي آمده بود، ولي در نهايت همه با يک عقيده برگشتند، و اون هم افلاکي بودن اين خاکيان بود.

بعد از نماز و سخنراني چند دقيقه اي آقاي وزير، قرار بر اين شد که ميهمان ميزبان نوازي کند، نشست روي قاليچه اي که ما از نشستن روي آنها  کراهت داشتيم و مردم دور او حلقه زدند. به لطف به زير کشيده شدن فرهنگ ارباب و رعيت توسط دولت نهم، اينبار حتي محافظان اجازه حضور در مسجد رو  پيدا نکردند.

يکي از قيمت بالاي داروهاي دخترش مي گفت، يکي از مشکلاتش براي بيمه شدن و ... خلاصه هر کس هر چه داشت گفت و وزير هم آن قدر شنيد و دستور نوشت که وقتي مي رفت هيچکس از کمبود وقت اعتراض نکرد.

مردم حول شده بودند، بيشتر دوست داشتند وزير را نگاه کنند تا اينکه نوشته هاي خود را تحويل دهند.

               گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم             چه  بگويم که غم از دل برود چون تو بيايي

Image and video hosting by TinyPic---------------------------------Image and video hosting by TinyPic

دکتر کامران هم همانند گذشته به صورت فعال به تک تک درخواست هاي شهري مردم پاسخ گفت.

 پس از بررسي درخواست ها، دکتر لنکراني و کامران به صورت خصوصي به همراه حجه الاسلام جعفريان (نماينده آيت الله سيستاني در اصفهان و امام جماعت مسجد) به بازديد از قسمت هاي مختلف مسجد پرداختند.

منم بيکار ننشستم سريع دوربين ديجيتالم و در آوردمو با معرفي کردن خودم به عنوان خبرنگار وارد اين جمع خصوصي شدم. خب راستش من اگه يه جايي شيطنت نکنم شب خوابم نمي بره.     جالب اينکه بعدا فهميدم تنها خبرنگار توي اين جمع هم من بودم. شديم چهارتا من، حاج آقاي مسجد و دو تا دکتر.

پس از اين، دکتر لنکراني و کامران با پاي پياده و بدون محافظ (البته ما بيشتر در دولت گذشته با لفظي مثل محافظ براي آقايون آشنا شديم)، راهيه دارالشفاي حضرت ام البنين که حدود 200 متر با مسجد فاصله داشت شديم. پس از آن دکتر لنکراني از نگاه هامان جدا شد و همراه دکتر کامران به مسجد بازگشتيم و تا ساعت 1 بامداد آنقدر گفتيم و شنيديم که در نهايت سه نفر باقي موندند. من، دکتر کامران و خادم مسجد.

 Image and video hosting by TinyPic--------------------------------- Image and video hosting by TinyPic

 

اما يادمان نخواهد رفت، چقدر در اون شب جمعه برخوردها زيبا بود. لبخند وزير، گريه شوق مراجعه کنندگان، و سيل دعاهايي که از دل اين صاحبان اصلي انقلاب بر آمد و بر زبان جاري شد و بر دلها نشست.

کجان اونایی که هی دم از فاصله دولت و مردم میزنن و دولت را محبوب دل مردم نمی دونن، ببینند شیر بچه های حیدر چطور دل مردم رو بردند و اشکای شوق را بر گونه هاشون جاری کردند.

راستي اگر همه دولتمردان از ابتداي انقلاب چنين بودند(متعهد و متخصص)، دشمن اينگونه رجز خواني مي کرد.

حيف است اگر تنها يک سال ديگر در کنارمان باشند، البته اگر بخواهيم حضورشان 4 سال ديگر هم تمديد مي شود.


 

نوشته شده توسط محمد نصر آبادی در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت

« 7 روز به نام دولت به کام دشمن »

 

هفته دولت، هفته افتخار و سربلندى دولتى است که تمام همتش؛ خدمت به محرومان جامعه و رفع نياز دردمندان و مستمندان است.

  • آن وقت ها اوايل کار بود،

 شب تمام شده بود اما سياهي ... ؛ و ما اشتباهامان اين بود که فکر کرديم شب سرمنشأ سياهي هاست. اما دريغ که شب خود کاسه گدايي به دامان سياهي برده بود و تاريکي طلب مي کرد... .

دو ستاره آسماني در زمين غوغا کرده بودند، ولي يادمان رفته بود ستاره ها متعلق به آسمانند نه زمين.

Image and video hosting by TinyPicمي دانستيم مي روند، اما نمي خواستيم، نمي دانستيم کي و کجا؟

8 شهريور بود و دفتر نسخت وزيري که ديگر نبود.

تلاش زيادي کردند، تهديد، تطميع، فشار، جنگ رواني، اما مهر هميشگي امام (ره) تأييدشان کرده بود و همين تأييد، وظيفه مردم وظيفه شناس رو مشخص کرده بود. آخه مردم خيلي امام را دوست داشتند.

بايد ترور مي شدند، دور از چشم مردم، اولين و آخرين راه .

اما امروز:

مي دانيم که مي رود، نمي دانيم کي و کجا؟ اما مي رود،  البته ما هيچ تلاشي نکرديم که نرود.

 نيازي به بمب نيست، خيلي پيش تر از اينها ترورش .... (6 صيغه فعل کردن را  صرف کنيد)، بله ترور، از بس غر ... (و حالا 6 صيغه فعل زدن)  که چرا اينجوري، چرا اين طرح، چرا ........ و حتي چرا در مصاحباتت کت و شلوار به تن نمي کني؟ البته نه در خفا و دور از چشم مردم، بلکه در جلا، از رسانه و روزنامه گرفته تا جلسات بحث و ... .

روز مادر بود از مدت ها قبل هديه ام را آماده کرده بودم.....

هيچ گاه کادوي روز پدر رو فراموش نمي کنم يه بسته ي ....

لوح تقديري که هفته معلم به استادم دادم يه شاهکار نقاشي بود....

و هفته دولت ......!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

8 شهريور بود، دفتر رياست جمهوري و دولت خسته از يک هفته فشار همه جانبه ... .

ديگر آنقدر مسئوليت شناس شده ايم، که از مدت ها قبل توپ انتقاد خودمان را پر کرده ايم، منتظريم هفته دولت برسد و هرچي دوستان و دشمنان يادمون دادند به اين دولت ببنديم (دوست و دشمن). راستي اينقدر به اسم انتقاد اين دولت را تخريب کرديم، خوب چقدر سعي کرديم به دولت کمک کنيم، حتي به اندازه سر سوزني (شرعا مسئول بوديم به انجام اين فعل)..... . جواب منفيه مگه نه؟

که                                      "من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق"

باشه کمک به دولت رو از همين امروز شروع کنيم.

راهکار: اول مثل بچه هاي خوب هفته دولت را به دولتمردان که حکم پدرمان را دارند تبريک بگوييم و ياد بگيريم هر وقت در مورد دولت حرفي شن

يديم، فکر کنيم، تحليل کنيم، منشأ يابي کنيم و مواظب شيطنت هاي اجانب باشيم، نکند حالا که دستشان از نظام کوتاه است ماها بلندگوهاي اونها در ايران شويم که آن موقع ... .

روز اول هفته دولت

در و ديوار داغون شدند از بس ما جاده را از ياد برده ايم،  خوب تقصير ما هم نبود، يادم مي آيد گفت: « راه دراز است» و کفشهاي ما شرمنده پا و پا شرمنده جان و جان در عذاب از عقل و ايمانمان.

 ... و در اين کم آبي باز هم آسياب دشمن بي آب نماند.

 ***** هفته دولت بر دولتمردان مبارک باد  ******


 

نوشته شده توسط محمد نصر آبادی در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 1:58 موضوع | لینک ثابت